الا یا 1 برون ازجرگه ی دلها
شتابان ده می باقی فرو افتاده محملها
ازآن می ده که جانم را زتن بالا برد آنی
بشویاند درونم را ازاین زنگار باطلها
فجور و فسق و زشتی را براند از دلم بیرون
فلاح وخوب و زیبا را کند در عمر حاصلها
بپوشاند عیوبم را بپوساند گناهم را
رها سازد درونم را زخوی خبث کاهلها
به گوش من بخواند دم به دم غافل مشو از دل
به نفس من قبولاند روی منزل به منزلها
به وجد آرد نهانم را زعمرم پرده بردارد
وجودم را به پرواز آورد بربام باطنها
به شکر آرد زبانم را مداوم بر کشم هو هو
به راه مستقیم آرد ازاین بیراهه سابلها
برچسب:
نویسنده: پارسا میرزایی