خرید بک لینک
غزلیّات فرامرز

شعرهای تركی و فارسی

ساقیا مئی وِئر، کی مِئی دیر سیندیرار پرهیزیمی،
فرامرز عبداله پور | شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ | 22:25

ساقیا مئی وِئر، کی مِئی دیر سیندیرار پرهیزیمی،

محو اِئدم بلکه ریادن، زُهدِ رنگ‌ آمیزیمی

آلِ آدم مُلکینین یوخدور دَیَرلی بهای،

توتیا سایماق گرک دیر، دؤولتِ پرویزیمی.

دینِ زرتشت ایله آیینِ قلندر نیله سین

توشه ایستر تا سووارسین جانِ تن آویزیمی

هر نه اسبابیم وار، اود وور، شاد اولوب اَیلش گینن،

تا بد اعمال اِئتمَه سین بد، روزِ رستاخیزیمی

زاهید و مصلح دیلَر باغِ اِرم، فردوسِ پاک

بیز گروهِ لاابالی، جانِ عشق‌انگیزینی.»

ساقیا زنجیرِ زلفون، آی اوزوندن تِئز گوتور

قوی سارالمیش چِهره مَه، یاقوتِ شکّر ریزینی

(۲۴۷/۱۴۰۵/۰۵/۱۰)

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

«ای ساقی! شراب بنوشان که این مستی، تنها می‌تواند زنجیرِ پرهیز و ریا را بشکند؛ و [چنین باشد که] با این مستی، آنچه را از زهدِ رنگ‌آمیز و ریاکارانه در من است، به‌کلی محو و از میان ببر.

مایه‌یِ پایداری و ارزش برای مُلک و دولتِ آدمیان نیست؛ پس باید دانست که شکوه و دولتِ پرویز (خسرو)، همچون غبارِ توتیا، زودگذر و ناچیز است.

تفاوت میان دینِ زرتشتی و آیینِ قلندران چیست؟ [همه از یک ریشه یا به یک مقصد می‌رسند]؛ پس توشه بردار تا بتوانی از این جانِ دشوار و جان‌آویز (در مسیر سلوک)، عبور کنی.

هر آنچه از اسباب و مادیات در اختیار داری، در آتشِ بی‌تعلق بگداز و با شادمانی به کار بَر؛ تا در روزِ رستاخیز، آنچه از اعمالِ بد است، تو را از این روزِ سخت بازنشاند.

زاهدان و مصلحان، همواره چشم به باغ‌های ارم و فردوس‌های پاک دارند؛ اما ما که گروهِ لاابالی و رهایِ عاشقانیم، تنها به دنبالِ آن جانِ شورانگیز و عشق‌انگیز هستیم.

ای ساقیا! آن زنجیرِ خوش‌بو و اسارت‌بخش (که شاید همان زلف یا پیوندِ معشوق باشد) را از آن سیمای ماهگونه بردار و آن لب‌های یاقوت‌گون و بوسه‌های شیرین را بر چهره‌ی رنگ‌پریده‌ی من بگذار تا رنگ و رویم بازگردد.»

غزلیات فرامرز
مشخصات وب
اين وبلاگ حاوي داستانهاي تركي وفارسي وضرب المثلها وشعر
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر

برچسب: نویسنده: پارسا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 11:10

صفحه بندی