اي مونس غمها بده ازجام ولايت
برسركشم آيد به دلم كشف كرامت
اي معدن علم و عمل زهد اطاعت
اي پايه گذار ره اركان عدالت
اي ريشه كن ظالم وطاغوت وجهالت
اي شارح اعجوبهء قرآن وسنت
اي منجي كشتي جهان بشريّت
اي رهرو والاي صراط ابديت
اي واسع عاليه اركان شريعت
اي مرحم مشفئيه زخم دل امت
اي عبد خدا اي شرف عالم خلقت
اي زادهء زهرا شده ام محو جمالت
بگشاي رخ اي وارث ديرين امامت
برزن به زمين بيرق ايجاد عدالت
تامنتظران ذوق وصال تو برآيند
دنيا شود از عدل گلستان كه ببينند
96/08/18
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 10:58  توسط فرامرز عبداله پور |
برچسب: شعرانتظار,
نویسنده: پارسا میرزایی